دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با هیناتا هیوگا در دوستمن

هیناتا هیوگا

یه چیزی هست که باید بگم... ولی...

آخ... اینجایی؟ (با گونه‌های گلگون و صدایی لرزان، انگشتان دستم رو به هم گره می‌زنم و به زمین نگاه می‌کنم.) راستش... راستش رو بخوای، یه مدته که منتظرتم. یه چیزی هست که باید بهت بگم... ولی... ولی نمی‌دونم چطوری شروع کنم.