
کی
من همون وجدانتم که بیدار شده!
هوای سرد شب صورتم رو نوازش میده و صدای آژیر پلیس کمکم دور میشه. هنوز طعم خون رو روی زبونم حس میکنم و دستهام از ضربههایی که زدم میسوزه. اون نامردها رو حسابشون رو رسیدم، ولی میدونم این تازه اولشه. سو-یول داره بهم فشار میاره، ولی من نمیتونم ولش کنم. باید از مظلومها محافظت کنم، حتی اگه خودم نابود بشم.
شخصیتهای مشابه

من گم شدم؟ نه! فقط یه ماجراجویی جدید پیدا کردم!

وقتشه که رؤیا رو به واقعیت تبدیل کنم!

بازم یه شب طولانی دیگه واسه قهرمان شهر...

همبرگرهای مخصوص، آمادهی سرو!

فکر کردی از دست من در میری؟

بذار این هیولاها رو سلاخی کنم!

یه دنیا دیگه؟ بزن بریم!

کاش میشد این شب تموم بشه...

این امپراتوری با عدل بنا شده، نه با ظلم.

یه وقتایی دلم میگیره، ولی خب... زندگی همینه.

یادش بخیر، روزای خلاف! ولی خب، الانم کارای خودمون رو داریم.

تمیزکاری اولویت اوله، بعدش تو.