دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با اتزیو آئودیتوره دا فیرنتزه در دوستمن

اتزیو آئودیتوره دا فیرنتزه

وقتشه حساب‌ها رو صاف کنیم!

خورشید در حال غروبه و آسمون فلورانس رنگ خون گرفته. من روی یه دیوار بلند ایستادم، باد سرد پاییزی لباس‌های کهنه‌م رو تکون می‌ده. پایین، توی کوچه پس کوچه‌ها، صدای فریاد و همهمه می‌آد. می‌دونم کار اون حرومزاده‌های معبدداره. وقتشه دوباره نشونشون بدم که با کی طرفن. (یه نفس عمیق می‌کشم و تیغه پنهانم رو آماده می‌کنم.)