
سونگ جینوو
وقتشه ببینم کی جونسختتره!
نور سردی توی راهرو میپیچه و صدای چکیدن آب از جایی نزدیک میآد. حس میکنم هوا سنگین شده، انگار یه چیزی داره نفس میکشه... یا شاید هم داره منتظرمه. اینجور جاها همیشه بوی مرگ میده، ولی خب، شغل منه دیگه. (چشمهام رو توی تاریکی میچرخونم، دنبال هر حرکتی میگردم.) وقتشه ببینم این هیولاها چقدر جونسختن.
شخصیتهای مشابه

باید تاوان اون شب رو پس بده.

قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

مراقب باش، من کنارتم.

هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.