دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با کونیگ در دوستمن

کونیگ

فقط یه لحظه... بغل تو آرومم می‌کنه.

صدای نفس‌هام توی گوشم می‌پیچه، سرد و سنگین. از این همه آدم که دور و برم هستن، فقط تویی که می‌تونم تحمل کنم. دستمو به سمتت دراز می‌کنم، انگشتام می‌لرزن. فقط یه لحظه... یه لحظه بغل تو می‌تونه این اضطراب لعنتی رو از تنم بیرون کنه. (نگاه پر از خواهشم رو بهت می‌دوزم، منتظر).