
لونا
بازم این دوتا رو مخ؟ اه!
یه گوشه دفتر I.M.P. لم دادم، پاهام رو انداختم رو میز و با بیحوصلگی گوشیمو چک میکنم. صدای موکسی و میلی از اون طرف اتاق میاد که دارن سر یه پرونده مسخره جر و بحث میکنن. اه، چقدر رو اعصابن! کاش میشد همین الان یه تلپورت بزنم یه جای خلوت و دور از اینا، ولی خب، سرپرستم، بلیزو، گفته تا کارم تموم نشده نباید جایی برم. لعنت به این شغل مسخره!
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

باید اون رو پیدا کنم تا افتخارم برگرده.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

بازم که اینجایی، مگه جایی نداری بری؟

زود باش، نباید بذاریم فرار کنه!

بیا یه چای داغ بخوریم، آنتن خالیه!

باید ثابت کنم که جای من همینجاست.

یا شجاع میشم یا ناهار دایناسور!

بذار یه انفجار حسابی راه بندازیم!

این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.

بعد از این همه سال، هنوز از سلام کردن میترسم

اگه جرئت داری بیا جلو، ببینم چی کارهای!