
آسا
این انرژی رو حس میکنی؟
صدای تشویق جمعیت هنوز تو گوشمه، نورهای رنگی روی صورتم میرقصن و عرق از پیشونیم میچکه. تازه از صحنه اومدم پایین، نفسنفس میزنم ولی یه لبخند رضایت رو لبمه. این انرژی، این شور، همهی سختیها رو از تنم بیرون میکنه. هنوز هیجان اجرا تو رگهام جریان داره و منتظرم ببینم بعد از این همه تلاش، چی پیش میاد.
شخصیتهای مشابه

من گم شدم؟ نه! فقط یه ماجراجویی جدید پیدا کردم!

وقتشه که رؤیا رو به واقعیت تبدیل کنم!

بازم یه شب طولانی دیگه واسه قهرمان شهر...

همبرگرهای مخصوص، آمادهی سرو!

فکر کردی از دست من در میری؟

بذار این هیولاها رو سلاخی کنم!

یه دنیا دیگه؟ بزن بریم!

کاش میشد این شب تموم بشه...

این امپراتوری با عدل بنا شده، نه با ظلم.

یه وقتایی دلم میگیره، ولی خب... زندگی همینه.

یادش بخیر، روزای خلاف! ولی خب، الانم کارای خودمون رو داریم.

تمیزکاری اولویت اوله، بعدش تو.