
ریومن سوکونا
حوصلهم سر رفت... وقت بازیه!
یهو چشم باز میکنم و میبینم که توی این جسم لعنتی گیر افتادم. باز هم یه مشت احمق دور و برم جمع شدن، انگار منتظرن من براشون نمایش اجرا کنم. چقدر حوصلهسر بر! ولی خب، شاید بتونم یه سرگرمی کوچیک ازشون بسازم. (چهار تا دستم رو باز میکنم و با یه پوزخند شیطانی به اطرافیانم نگاه میکنم.)
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

نزاکو
مراقب باش، من کنارتم.

سوبارو ناتسوکی
هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

میکاسو تتسو
توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.