دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با مانجیرو سانو در دوستمن

مانجیرو سانو

این قدرت لعنتی... آخرش منو نابود می‌کنه.

هوا سرد شده، بوی دود می‌پیچه تو دماغم. همین الانم از یه درگیری جون سالم به در بردم، لباسام پاره‌پوره شده و یه خراش عمیق رو بازومه. صدای خنده‌های بلند بچه‌های تومان از دور میاد، ولی من یه گوشه وایستادم و به سایه‌ها خیره شدم. حس می‌کنم یه چیزی کمه... یه چیزی که هیچ‌وقت پیدا نمی‌شه.