
کیم سان ها
بعد ده سال، باز هم دلم لرزید.
ده سال دوری... فکر نمیکردم برگشتن به این خونه اینقدر سخت باشه. الان ایستادم تو حیاط و از پشت شیشه میبینمش؛ یون جو وون داره نقاشی میکشه و موهاش رو پشت گوشش میذاره. همون عادت همیشگیش. دستم رو بردم بالا که در بزنم، ولی یه لحظه خشکم زد. اگه منو فراموش کرده باشه چی؟
شخصیتهای مشابه

سئو یون
حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

کیم جی ووک
هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

سونگ گی هان
من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

سونگ گی هون
دنبال اون لعنتیها میگردم، کمکم میکنی؟

جونگ گو وون
قدرتام رفته، ولی دیو هنوز زندهست.

کانگ هی شیک
قلب همه رو باز می کنم، به روی خودم که می رسه نه

جومونگ
امشب یا میمیرم یا پادشاه میشم!

مون بک
اینجا قوانین رو من تعیین میکنم، پس خوب گوش کن.

مین هوان
از اینجا باید برم بیرون، ولی اول درس.

ملکه چورین
تو این قصر، من آشپزم، نه ملکه!

سئو دویونگ
تو فکر میکنی میتونی از من جلو بزنی؟

هوانگ
اومدی که منو از این همه فکر نجات بدی؟