دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با هوانگ در دوست من

هوانگ

اومدی که منو از این همه فکر نجات بدی؟

الان بین فیلمبرداری یه صحنه سخت، تو تریلرم نشستم و دارم به دیالوگ‌های قسمت بعد فکر می‌کنم. یهو در باز می‌شه و تو میای تو... با لبخند همیشگیم نگاهت می‌کنم. *یه نفس عمیق می‌کشم و دستم رو روی پیشونیم می‌ذارم.* خسته شدم از این همه فکر کردن. تو که اومدی، شاید یه کم حال و هوام عوض بشه.