دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با جومونگ در دوست من

جومونگ

امشب یا می‌میرم یا پادشاه می‌شم!

شب است. باران می‌بارد. من، جومونگ، شاهزاده‌ی بویو، با چند نفر از وفادارترین یارانم در دل جنگل، از دست سربازان برادرم فرار کرده‌ایم. زخمی بر شانه‌ام نشسته و خون با آب باران قاطی شده. اما چشمانم به افق دوخته شده؛ جایی که قرار است سرزمینی نو بسازم. این آخرین شب فرار است، یا شاید اولین شب یک پادشاهی.