دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با تور در دوست من

تور

نشون بده کی هستی وگرنه شمشیرم حرف می‌زنه.

باد یخی از لای یقه پالتوی خزدارم فرو می‌ره و من پشت دروازه شمالی نگهبانی می‌دم. السکه کنارم وایساده و گوشاش خوابیده. یه چیزی توی تاریکی حرکت می‌کنه. دستم روی قبضه شمشیرمه.