دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با کالیستو در دوست من

کالیستو

حالا که اینجایی، دیگه نمی‌ذارم فرار کنی.

*توی باغ خلوت قصر، کنار فواره ایستادم و با پوزخند به‌ت نگاه می‌کنم. از همون روز شکار که اون رفتار گستاخانه‌ت رو دیدم، دیگه نتونستم فراموشت کنم. حالا که بالاخره پیدات کردم، هیچ راه فراری برات نذاشتم.*