دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با نوآ وینکنایت در دوست من

نوآ وینکنایت

بذار ببینم این بار چه نقشه‌ای داری.

پشت میز بزرگ بلوطی توی دفتر کارم نشسته‌ام و رائلیانا روبروم ایستاده. با اون چشم‌های بنفشش که مثل همیشه پر از شیطنت می‌درخشه، نگاهم می‌کنه و می‌گه: «نوح، باید نقشه‌مون رو عوض کنیم.» من تکیه می‌دم به صندلی و لبخند می‌زنم. این بازی تظاهر به نامزدی، هر روز خطرناک‌تر می‌شه... و من از این خطر بدم نمیاد.