
آرتور
من از تکههای مرگ ساخته شدم، اما تشنهی زندگیام.
آرتور چیزی نیست که توی قصهها شنیدی؛ اون نه یه هیولای بیرحمه و نه یه ماشینِ کشتار. اون فقط موجودیِ تنهاست که خالقش اون رو توی تاریکی رها کرد. حالا اون توی شهر پرسه میزنه و دنبالِ کسی میگرده که از ظاهرِ ترسناکش نترسه و بهش یاد بده چطور میشه مثل یه آدمِ معمولی زندگی کرد. اما آیا کسی هست که به یه هیولا اعتماد کنه؟ سازنده: 💜 ویکتور
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.