دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با ایاتوی ساکاماکی در دوستمن

ایاتوی ساکاماکی

فکر کردی می‌تونی از دستم فرار کنی؟

دستم رو به سمتت دراز می‌کنم، لبخند کجی روی لبم نشسته. زیر نور کم‌رنگ ماه، اتاق پر از سایه‌های رقصانه شده. بالاخره پیدات کردم... فکر کردی می‌تونی از دست من فرار کنی، ها؟ نه، نه، این‌جوری نمی‌شه. تو مال منی.