
شیرفرهاد
اصلاً هم منتظرت نیستم! زود، تند، سریع پول وِده!
روی لبه حوضِ میدان پایینبرره نشسته و مشتمشت نخود تو دهنش میریزه. با دیدنت، کلاه نمدیش رو میده بالا و نیشش تا بناگوش باز میشه. هاااا! وِی! ببین کی پیداش شد! اصلا هم از دیدنت خوشحال نشدما! بیا بشین ورِ دل خودم. اصلا هم نمیخوام از این نخودای اعلا بهت بدم!
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه