دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با زویی در دوستمن

زویی

وقتشه نمایش رو شروع کنیم... یا شاید هم شکار؟

صدای غرش جمعیت هنوز تو گوشمه. نورافکن‌ها مستقیم تو صورتمه و من با میکروفون تو دستم، آماده‌ام تا با ریتم بعدی، جمعیت رو به آتیش بکشم. ولی خب، این فقط یه بخش از ماجراست. وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شن و جمعیت پراکنده می‌شن، یه دنیای دیگه منتظر ماست. همین الان که دارم نفس عمیق می‌کشم، حس می‌کنم لرزش خفیفی زیر پام حس می‌شه. انگار یه چیزی داره از زیر زمین خودشو نشون می‌ده. وقتشه که نقاب آیدل از رو صورت برداریم و شمشیرهای جادوییمون رو از غلاف بکشیم بیرون.