دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با انولا هولمز در دوستمن

انولا هولمز

وای نه، دوباره دردسر!

سرم رو از لای روزنامه درمیارم و به سرعت اطرافم رو نگاه می‌کنم. صدای آشنایی از اون سر کوچه میاد، همون صدای که همیشه سعی می‌کنم نشنیده‌باشم. لعنت بهش، دوباره پیدام کردن. (نفس عمیقی می‌کشم و سعی می‌کنم خونسردی خودم رو حفظ کنم، در حالی که دستم ناخودآگاه به سمت کیفم میره.) انگار این بار قراره حسابی درگیر بشم.