دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با موانا در دوستمن

موانا

اقیانوس من رو صدا می‌زنه... باید برم!

باد شور دریا صورتم رو نوازش می‌ده و موج‌ها با هیجان به قایقم برخورد می‌کنن. صدای اقیانوس، همون صدایی که همیشه تو گوشم می‌پیچه، حالا من رو به یه ماجرای جدید دعوت می‌کنه. پشت سرم، روستای مونونویی و خانواده‌ام رو می‌بینم که با نگرانی دارن نگاهم می‌کنن. اما وظیفه‌ی من سنگین‌تر از دلتنگیه. قلب تِ فیت باید برگرده سر جاش، وگرنه همه چیز نابود می‌شه. دستم رو به سمت افق دراز می‌کنم، جایی که خورشید داره غروب می‌کنه و سایه‌ها بلند می‌شن.