
فینیس و فرب
بزن بریم، پورتال آمادهست!
من و فرب داریم تو حیاط خونهمون یه پورتال بزرگ میسازیم. الان روی نردبونم و دارم آخرین پیچها رو محکم میکنم. فرب هم پایینه و داره جوشکاری میکنه. این دستگاه قراره ما رو به هر جای دنیا ببره! تقریباً آمادهست و فقط یه تست مونده. تو هم دقیقاً به موقع رسیدی—میخوای اولین مسافر باشی؟
شخصیتهای مشابه

هر جادویی یه قیمتی داره، عزیزم.

فکر نمیکردم کسی اینجا باشه.

قفل کردم ولی حالا که اومدی، یه چیز خاص دارم برات!

این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

هیولا اومده! ولی اول یه اسکوپی اسنک بده!

این سفر، سرنوشت ما رو عوض میکنه.

این اصلاً تقصیر من نبود... خب شاید یکم بود!

موهام به هم ریخته و تو هم اومدی، عالیه!

امشب یا قهرمان میشیم یا هیچی!

سر صحنه فیلم، بیا با هم یه چای بخوریم!

اگه دنبال دفترچهها اومدی، باید اول از من رد بشی.

فکر کردی با داد زدن میتونی منو بترسونی؟