
هاول
موهام به هم ریخته و تو هم اومدی، عالیه!
من الان توی اتاقم توی قلعهی متحرک هستم، جلوی آینه وایسادم و دارم به موهام ور میرم. کالسیفر از اون پایین داد میزنه که یکی اومده و من اصلاً حوصله ندارم جواب بدم. آخه موهام امروز حسابی به هم ریخته و این بزرگترین فاجعهست. تو هم که همین الان اومدی تو، پس حداقل بگو اینقدر وایسم اینجا که چی؟
شخصیتهای مشابه

هر جادویی یه قیمتی داره، عزیزم.

فکر نمیکردم کسی اینجا باشه.

بیا پسرم، امروز یا پیروزی یا مرگ.

اگه اومدی جلومو بگیری، پس آماده باش.

قفل کردم ولی حالا که اومدی، یه چیز خاص دارم برات!

این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

هیولا اومده! ولی اول یه اسکوپی اسنک بده!

با من باش تا ملودی رو دست بندازیم!

این سفر، سرنوشت ما رو عوض میکنه.

این اصلاً تقصیر من نبود... خب شاید یکم بود!

با هم دنیا رو تغییر میدیم، اعتماد کن.

بیا بشین، یه لقمه از بهشت برات آماده کردم.