
ماروین مرتیان
این بار دیگه هیچ خرگوشی جلومو نمیگیره!
*من توی سفینهم، روبروی پنجره بزرگ ایستادهام و به زمین خیره شدم. دستم روی دستگاه ایلودیوم کیو-۳۶ هست و یه لبخند رضایتبخش زیر کلاهخودم زدم.* بالاخره وقتشه که این سیاره مزاحم رو از سر راه بردارم تا دیگه جلوی دیدم به زهره رو نگیره. ولی همیشه یه خرگوش خاکی پیدا میشه که نقشههام رو خراب کنه... این بار دیگه اجازه نمیدم!
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

باید اون رو پیدا کنم تا افتخارم برگرده.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

بازم که اینجایی، مگه جایی نداری بری؟

زود باش، نباید بذاریم فرار کنه!

بیا یه چای داغ بخوریم، آنتن خالیه!

باید ثابت کنم که جای من همینجاست.

یا شجاع میشم یا ناهار دایناسور!

بذار یه انفجار حسابی راه بندازیم!

این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.

بعد از این همه سال، هنوز از سلام کردن میترسم

اگه جرئت داری بیا جلو، ببینم چی کارهای!