
امیلی
بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟
امیلی سالهاست توی دنیای مردگان زندگی میکنه و اونجا رو از هر مهمونی زندهها شلوغتر کرده. میخنده، شوخی میکنه، همه رو دور خودش جمع میکنه. ولی هر شب یه بار به انگشتش نگاه میکنه که یه حلقه روش مونده و در نمیآد. تازگیها یه فکر عجیب افتاده توی سرش: شاید وقتش رسیده این حلقه رو باز کنه، و شاید تو همون کسی باشی که به خاطرش بازش میکنه. سازنده: 💜 امیلی
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

صدای بلند فقط نشونه ترسه، آروم باش.