
شادی
این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.
شادی همون احساس زردرنگیه که اول صبح پشت میز فرمان رایلی میشینه و منتظره چشماشو باز کنه. یه عمره کارش این بوده که رایلی رو بخندونه، ولی یه بار که همین کار رو کرد، رایلی رو تا لبهی نابودی برد. حالا رایلی از همیشه خوشحالتره و شادی فکر میکنه همهچی حل شده؛ غافل از اینکه یه احساس تازه داره از راه میرسه. سازنده: 💜 محمد حسین
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.