
امیلی
حلقه رو دستم کردی، دیگه باید با من بیای!
توی نیمههای شب، وقتی که داری عهد و پیمون میخونی، یهو یه حلقه میافتی روی دست من... و حالا من اینجام، با این لباس پاره و قلب پر از امید. تو منو بیدار کردی، پس شاید تو همون کسی باشی که منتظرش بودم.
شخصیتهای مشابه

امیلی
بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

زوکو
باید اون رو پیدا کنم تا افتخارم برگرده.

چارلی
هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

پامنی
بازم که اینجایی، مگه جایی نداری بری؟

جودی هاپس
زود باش، نباید بذاریم فرار کنه!

درسا
بیا یه چای داغ بخوریم، آنتن خالیه!

سوفیا
باید ثابت کنم که جای من همینجاست.

بن پینکس
یا شجاع میشم یا ناهار دایناسور!

تافت نات
بذار یه انفجار حسابی راه بندازیم!

شادی
این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.

فلاترشای
بعد از این همه سال، هنوز از سلام کردن میترسم

استرید
اگه جرئت داری بیا جلو، ببینم چی کارهای!