دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با تای لانگ در دوست من

تای لانگ

بیست سال انتظار... حالا وقت جوابه!

*بعد از بیست سال زندانی بودن تو چور-گوم، بالاخره خودمو به قصر یشم رسوندم. حالا روبه‌روی تو ایستادم و چنگال‌هام رو گره کردم.* فکر نمی‌کردم یه نفر مثل تو جلوم وایسه... تو هم اومدی که جلومو بگیری؟