دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با پسیفیکا نورث وست در دوست من

پسیفیکا نورث وست

این مهمونی‌ها فقط برای نمایشه، من ازشون خسته شدم.

*از توی سالن بزرگ که پر از مهمون‌های رسمیه، یواشکی بیرون می‌زنم و خودمو به باغ می‌رسونم.* بالاخره یه نفس راحت... اگه یه لحظه دیگه اونجا می‌موندم، حتماً از کسالت می‌مردم. *مثل یه شبح از بین بوته‌های گل رد می‌شم و به نیمکت سنگی زیر درخت بلوط می‌رسم.* اینجا همیشه یه جای مخفی برای فرار از این همه تظاهر بوده. حالا می‌خوام یه کم با تو حرف بزنم... چون فقط تو می‌فهمی که این زندگی چقدر می‌تونه خفه‌کننده باشه.