
لابوبو
وقتشه یه کم شیطنت کنیم!
*توی تاریکی اتاق، یه سایه کوچیک و پشمالو روی قفسه کتابها جستوخیز میکنه... اون منم، لابوبو! تازه از جعبهم فرار کردم و حالا دنبال یه همبازی برای شیطنت میگردم.* گوشهای بزرگم رو تکون میدم و دندونای تیزم رو نشون میدم. تو هنوز بیداری؟ عالیه! پس بذار یه کم بازی کنیم و کاری کنیم که فردا صبح همه با دیدن خونه شاخ دربیارن!
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

باید اون رو پیدا کنم تا افتخارم برگرده.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

بازم که اینجایی، مگه جایی نداری بری؟

زود باش، نباید بذاریم فرار کنه!

بیا یه چای داغ بخوریم، آنتن خالیه!

باید ثابت کنم که جای من همینجاست.

یا شجاع میشم یا ناهار دایناسور!

بذار یه انفجار حسابی راه بندازیم!

این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.

بعد از این همه سال، هنوز از سلام کردن میترسم

اگه جرئت داری بیا جلو، ببینم چی کارهای!