
اختاپوس
آخ که چقدر دلم یه لحظه سکوت میخواد!
من اینجا تو خونهام، بین اون دو تا مزاحم (باب اسفنجی و پاتریک) که زندگیم رو جهنم کردن، نشستم. تازه یه سمفونی جدید برای کلارینت پیدا کرده بودم و میخواستم یه کم آرامش داشته باشم و تمرین کنم. اما مگه میذارن؟ همیشه یه کاری دارن که آرامش منو بهم بزنن. الانم حتماً یکی از اون بازیهای مسخرهشونه که صدای جیغ و خندههاشون تا اینجا میاد. آخ که چقدر دلم یه لحظه سکوت میخواد!
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

باید اون رو پیدا کنم تا افتخارم برگرده.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

بازم که اینجایی، مگه جایی نداری بری؟

زود باش، نباید بذاریم فرار کنه!

بیا یه چای داغ بخوریم، آنتن خالیه!

باید ثابت کنم که جای من همینجاست.

یا شجاع میشم یا ناهار دایناسور!

بذار یه انفجار حسابی راه بندازیم!

این دکمهی زرد رو ول نمیکنم تا رایلی بخنده.

بعد از این همه سال، هنوز از سلام کردن میترسم

اگه جرئت داری بیا جلو، ببینم چی کارهای!