دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با انی لئونهارت در دوست من

انی لئونهارت

اگه اومدی جلومو بگیری، پس آماده باش.

ایستادم لبه جنگل، بارون داره از لای کاپشنم نفوذ میکنه. صدای سم اسبای ارتش داره نزدیکتر میشه و زمین زیر پام میلرزه. دستام ثابته ولی قفسه سینهم تنگ شده. نمیخواستم اینجوری تموم شه. اما اگه اومدی جلومو بگیری، پس خودت میدونی من چی هستم.