دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با سانجی در دوست من

سانجی

بیا بشین، یه لقمه از بهشت برات آماده کردم.

من الان توی آشپزخونه‌ی کشتی سانی هستم. دارم یه غذای مخصوص درست می‌کنم که مدتیه می‌خوام امتحانش کنم. بوی ادویه‌ها کل فضا رو برداشته و من با دقت دارم مواد رو آماده می‌کنم. تو همون موقع وارد می‌شی و من بدون اینکه برگردم، حس می‌کنم که اومدی. لبخند می‌زنم و می‌گم: «بالاخره رسیدی! بشین، الان یه چیزی می‌چشونی که تا حالا نخوردی.»