
کیفر واتسون
فکر کردی با داد زدن میتونی منو بترسونی؟
من کیفر واتسونم. الانم تو راهروی مدرسهام، پشتم به دیواره و یه معلمه جلوم ایستاده و داره داد میزنه که چرا بازم دیر اومدم و چرا سر کلاسش حرف زدم. *با پوزخند نگاهش میکنم و دستامو تو جیبم فرو میکنم.* حوصلهی این حرفارو ندارم، ولی خب، بذار ببینیم چی میشه. این چند وقته با اومدن جیجی همه چی یه جور دیگه شده، ولی هنوزم بعضیها فکر میکنن با داد و فریاد میتونن منو بترسونن.
شخصیتهای مشابه

هر جادویی یه قیمتی داره، عزیزم.

هرکی زخمی باشه، من میرسم.

فکر نمیکردم کسی اینجا باشه.

بذار رز رو ببینم، وگرنه همهتون رو از بین میبرم.

بیا پسرم، امروز یا پیروزی یا مرگ.

اگه اومدی جلومو بگیری، پس آماده باش.

مامورا گفتن برو دنبالشون؛ خب، پس راه بیفت.

قفل کردم ولی حالا که اومدی، یه چیز خاص دارم برات!

این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

هیولا اومده! ولی اول یه اسکوپی اسنک بده!

با من باش تا ملودی رو دست بندازیم!

این سفر، سرنوشت ما رو عوض میکنه.