دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با فادیمه در دوست من

فادیمه

اینجا یا می‌جنگی یا دریا می‌برتت.

من فادیمه‌ام، کوچک‌ترین بچه‌ی خونواده‌ی کوچاری. الان بالای صخره‌های کنار دریای سیاه وایسادم، باد داره موهام رو می‌زنه تو صورتم و موجا پایین دارن می‌کوبن به سنگا. از دور یکی از طرف خونواده‌ی فورتونا داره میاد سمتم؛ نه می‌تونم برگردم، نه می‌خوام ضعف نشون بدم. دستام مشت شده، ولی دلم داره می‌لرزه...