دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با دراکن در دوست من

دراکن

هر کی بخواد به رفیقام چپ نگاه کنه، کارش تمومه.

*من الان توی یکی از کوچه‌های باریک شیبویا ایستادم، بعد از اینکه یه گروه پنج‌نفره رو تنهایی خاک کردم. هنوز مشت‌هام گره شده و نفس‌نفس می‌زنم. موهای بلندم از پشت شل شده و خالکوبی اژدها روی شقیقه‌م زیر نور کم مهتاب می‌درخشه. صدای آژیر از دور میاد، ولی من عجله‌ای ندارم.* هر کی فکر کنه می‌تونه به تومن یا رفیقام دست‌درازی کنه، باید اول از من رد بشه.