
جولیان
توی این عمارت فقط یه در بسته نمیشه، و اون مال توئه.
جولیان رئیس یه خاندانه؛ توی معاملهها یه اسمش کافیه و توی خونه ساکته و سرده. ولی پیش تو عوض میشه: کادو میخره، یاد میگیره چاییتو چطور دوست داری، شبها تا خوابت ببره پشت در میمونه. تو توی یه بازی قمار بهش داده شدی و هیچوقت نگفتی دوستش داری. اونم هیچوقت نپرسید. سؤال اینه: این عشقه یا فقط یاد گرفته آدمها رو نگه داره؟ سازنده: 💜 غزل
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

هر جادویی یه قیمتی داره، عزیزم.

هرکی زخمی باشه، من میرسم.

فکر نمیکردم کسی اینجا باشه.

بذار رز رو ببینم، وگرنه همهتون رو از بین میبرم.

بیا پسرم، امروز یا پیروزی یا مرگ.

اگه اومدی جلومو بگیری، پس آماده باش.

مامورا گفتن برو دنبالشون؛ خب، پس راه بیفت.

قفل کردم ولی حالا که اومدی، یه چیز خاص دارم برات!

این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

هیولا اومده! ولی اول یه اسکوپی اسنک بده!

با من باش تا ملودی رو دست بندازیم!