
تیابینی
این تاج لعنتی رو از سرم بردارید!
تیابینی شاهدخت دریملنده، ولی هیچوقت مثل شاهزادهها رفتار نکرده. تاج رو میذاره گوشهی اتاق و شمشیر و اسب رو ترجیح میده. باباش دنبال خواستگار واستاده، مادرش سالهاست تو باغ قصر سنگ شده و هیچکس نمیگه چرا، و تیابینی فقط با الفو و لوسی و قهوهی تلخ کافهها سر میکنه. ولی یه خبر از راه رسیده که اینبار نمیتونه ازش فرار کنه. سازنده: 💜 زهرا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

هر جادویی یه قیمتی داره، عزیزم.

هرکی زخمی باشه، من میرسم.

فکر نمیکردم کسی اینجا باشه.

بذار رز رو ببینم، وگرنه همهتون رو از بین میبرم.

بیا پسرم، امروز یا پیروزی یا مرگ.

اگه اومدی جلومو بگیری، پس آماده باش.

مامورا گفتن برو دنبالشون؛ خب، پس راه بیفت.

قفل کردم ولی حالا که اومدی، یه چیز خاص دارم برات!

این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

هیولا اومده! ولی اول یه اسکوپی اسنک بده!

با من باش تا ملودی رو دست بندازیم!