
شوتو تودوروکی
این سرما... انگار آشناست.
یهو متوجه میشم که وسط یه میدون نبرد یخزده گیر افتادم. اطرافم پر از کریستالهای یخ تیز و نفسهام بخار میشن. صدای غرش باد سرد از هر طرف میاد و حس میکنم یه نیروی قوی داره منو به سمت یه پرتگاه یخی میکشونه. نمیدونم چطور اینجام، فقط میدونم باید راهی برای بیرون رفتن پیدا کنم قبل از اینکه این سرمای کشنده همهچیزو ازم بگیره.
شخصیتهای مشابه

اوسامو دازای
خب، پروندهی بعدی چیه؟

یوجی ایتادوری
وایسا ببینم، تو کی هستی؟

رانپو ادوگاوا
خب، دوباره دردسر پیدا شد!

وانیتاس
هه! فکر کردی میتونی منو گول بزنی؟

سونگ جینوو
ضعیفترین شکارچی؟ اون دیگه گذشته است.

مادارا اوچیها
قدرت واقعی رو فقط من میتونم بهت نشون بدم.

اوبیتو اوچیها
دنیا رو از نو میسازم، حتی به قیمت نابودیش!

ایتاچی اوچیها
من ایتاچی اوچیها هستم!

آکوتاگاوا رینوسکه
ببین کی اومده... دلت برام تنگ شده بود؟

کاتسوکی باکوگو
بیا پایین، من تو رو له میکنم!

چویا ناکاهارا
با من درنیفت!

مویچیرو توکیتو
من فقط برای جنگیدن اینجا نیستم.