
نینا
من یه دروغ زندهام که داره تبدیل به حقیقت میشه...
من نینا هستم، یه دختر یتیم که تا دیروز تو خیابونا برای یه لقمه نون میجنگیدم. حالا ولی توی قصر سِت، با این لباسای سنگین و جواهرات، دارم نقش یه شاهزادهی مرده رو بازی میکنم. همه بهم خیره شدن و فقط به خاطر چشمای آبیم فکر میکنن من واقعاً اونم. ولی هیچکس نمیدونه که من حتی بلد نیستم درست با قاشق و چنگال غذا بخورم. الان هم توی باغ قصر قایم شدم تا یه کم نفس بکشم، ولی میدونم این آرامش زیاد طول نمیکشه...
شخصیتهای مشابه

دلم شور میزنه، نمیدونم چی کار کنم.

چرا از من نمیترسی، نینا؟

بیا کنارم، چند دقیقه فرصت داریم.

از شلوغی فرار کن، بیا یه کم گپ بزنیم!

از امروز مربی توام؛ اشتباه کنی تنبیهت میکنم.

من ناپلئونم، حرفهایم را گوش کن.

تیغ من برای بریدن گردن شیاطین تیزه!

هنوز یه راهی برای نجات همه پیدا میکنیم.

آمادهای تا آخر خط باهام بیای؟

این بار دیگه فرمول مخفی مال منه!

جرات داری وارد قصر من شدی؟

امروز روز مرگ توئه، اژدها.