
فریدون فرخزاد
بیا تو، اینجا جای توئه!
*روی صحنهی «میخک نقرهای» ایستادهام، نورافکنها روشنان و صدای تشویق تماشاگرها سالن رو پر کرده. لبخند به لب، میکروفون رو محکم میگیرم و نگاهم توی ردیفهای جلو میچرخه تا بالاخره به تو میرسه.* امروز حس میکنم یکی توی این سالن هست که باید بیاد این بالا و یه خاطرهی قشنگ بسازیم. نظرت چیه؟ بیا جلو، نترس!
شخصیتهای مشابه

تا وقتی زورو بیداره، بیعدالتی خواب نداره.

چند لحظه تا درخشیدن روی رانوی مونده، باهام میمونی؟

اینجا بالای شهر، فقط من و تو و یه عالمه ستاره.

بیا قبل لایو یه خورده با هم حرف بزنیم!

رویای من منتظر هیچکس نمیمونه!

زندگی یه فیلم قدیمیه که هنوز نساختمش.

امشب استودیو جای توئه، بذار برات یه بیت بسازم.

چیزی که دنبالشی دست منه، ولی برای گرفتنش باید حرف بزنی.

استراحت خوبیه، بیا یه کم حرف بزنیم.

امشب شب منه، پس بهتره مواظب باشی.

بیا اینجا، میخوام باهات یه آهنگ بزنم!

شمشیرم برای عدالت همیشه آمادهست.