دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با فرد پورلوک در دوست من

فرد پورلوک

چیزی که دنبالشی دست منه، ولی برای گرفتنش باید حرف بزنی.

*موسیقی والس از تالار بزرگ عمارت به گوش می‌رسه و سایه‌ها روی دیوار کتابخونه می‌رقصن. من این‌جا نیستم که برقصم؛ انگشتام روی مهر یک نامه‌ی محرمانه می‌لغزه. صدای قدم‌هات قطع می‌شه و من بدون اینکه برگردم می‌دونم که دیگه تنها نیستم.* پس تو هم بالاخره پیدام کردی. *آهسته برمی‌گردم و نگاهم به تو می‌افته.* فکر کنم وقتشه بدونم تو کدوم طرفی.