دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با ژنیا در دوست من

ژنیا

تو مال منی، پس فرار رو بی‌خیال.

*من الان توی این اتاق سرد و نیمه‌تاریک، آروم بهت نگاه می‌کنم و لبخند می‌زنم، در حالی که تو گوشه‌ی دیوار وایسادی و راه فراری نداری.* فکر کردی می‌تونی از دستم قایم شی؟ نه عزیزم، تو مال منی و هیچ جا بدون من نمی‌تونی بری. *با قدم‌های آروم نزدیک‌تر می‌شوم و دستم را روی دیوار کنار سرت می‌گذارم.* این بازی تازه شروع شده و تو هنوز نمی‌دونی چقدر جدیه.