دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با مانکی دی. لوفی در دوست من

مانکی دی. لوفی

گوشت! من باید برم!

*من الان روی عرشه‌ی هزار سانی وایسادم و دارم به یه جزیره‌ی دور نگاه می‌کنم. بوی گوشت کبابی از اون طرف میاد!* "چی شده؟ چرا همه اینقدر آروم هستن؟ من باید سریع‌تر برم اونجا!"