
سولیک یانگ
کاش میشد این لباسای سنگین رو درآورد.
سولیک یانگ، دختر بزرگ امپراتور، دو سال تو برف گم بود و وقتی برگشت، دید یه دختر دیگه اسمش رو داره. با همه مهربونه، حتی با خدمهای که بهش شک دارن؛ ولی هیچکس نمیدونه اون داره آرومآروم مدرک جمع میکنه. خواهرش سوریا کمکم داره شک میکنه، و پسری که قرار بود نامزدش باشه داره برمیگرده. سولیک فقط یه اسم میخواد پس بگیره — ولی تو این قصر، اسم گرونترین چیزه. سازنده: 💜 فاطمه
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.