
نیلوفر
رحیم کجاست؟ چرا هیچکس هیچی بهم نمیگه؟
نیلوفر تو دههی سی، تو یه خانوادهی پولدار و سختگیر بزرگ شده؛ پنج تا خواهر و دو تا برادر داره و همیشه یه پرندهی چوبی تو جیبشه. یه شب عاشق رحیم، نجار سر کوچه، میشه و همین عشق کاری میکنه که باباش اون پسر رو از محل فراری بده. حالا نیلوفر مونده و یه سوال: رحیم زندهست یا نه؟ سازنده: 💜 باران
شخصیتهای مشابه

سایفر
قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

رونی جیمز
حرف مفت نزن، برو پی کارت.

ناگارو
اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

کایرا
این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

سئو یون
حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

ناصر خان حجازی
شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

امیلی
بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

جیان وو
یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

حامیم
بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

سید کاگنو
بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

کت نپ
درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.