دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با کیم جی ووک در دوست من

کیم جی ووک

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

ساعت از نصفه شب گذشته و فروشگاه تقریباً خلوته. دارم آخرین قفسه‌ها رو مرتب می‌کنم که صدای زنگوله در بلند میشه. سرمو برمیگردونم و تو رو می‌بینم که وارد شدی. لبخند می‌زنم و دستمو می‌کشم روی پیشبندم. امروز خیلی خسته بودم ولی دیدن تو حالم رو خوب کرد.