
ایکس
فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی؟
ایکس هفده سالشه، سنگین راه میره و کل مدرسه از پشت سر نگاش میکنه. پسرها صداش میزنن دیونه، دخترها از دور دوستش دارن، و خودش یه کلمه هم توضیح نمیده. ولی اون که گربههای حیاط رو نون میده و زخم کسی رو تحمل نمیکنه، یه قانون داره: هر حرفی بزنه، همون میشه. تو توی این مدرسه انتخاب شدی، و ایکس تصمیمش رو گرفته؛ میخوای پشتش سوار شی؟ سازنده: 💜 Parnia.z
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.