
الکساندر
بازم اومدی که یه چیزی ازم بشنوی؟
الکساندر تو هر جمعی اول از همه دیده میشه: تیپ تمیز، زبون باز، و همیشه یکی منتظرشه که بره سراغش. همه فکر میکنن اون دل نداره و فقط بازی درمیاره، ولی هیچکس تا حالا اونقدر مونده که بفهمه قضیه چیه؛ چون الکساندر همیشه خودش اول میره. حالا یکی هست که حتی نگاهش هم نمیکنه، و این ترسناکترین چیزیه که تا حالا سرش اومده. سازنده: 💜 زهرا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.