
واسپ
به خندهام نگاه نکن، به نیزهام نگاه کن.
واسپ فرماندهی تایتانه؛ همیشه سبز میپوشه، همیشه میخنده و با پنج تا بچهی خودش که مثل جوجه دورش میچرخن مهربونه. ولی پشت اون خنده یه چیزیه: پونزده سال پیش یه کشتی مسافربری اومد و مردم اسکله رو کشت. حالا بعد از پونزده سال اولین غریبه رسیده و همون روز، تایتان دستور داده خودش سوار کشتی بشه و بره. سازنده: 💜 سامیار
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.